هزار تیر
یکی کارگر نشد از مرگ
شکسته باد کمانش
ازین نشانه زدن
#منوچهر_آتشی
لینک تلگرام
توهم
آزادی؟
کدامین آزادی؟
آزادی اسبیست خسته و لنگان
که هر روز گلوله بارَش میزنند
سرزمین؟
کدامین سرزمین؟
آن سرزمینی که هر روز به غارتش میبرند؟
آن دشتی که برهوتش کردهاند
یا آن شاخهای
که تختهی تابوت شد؟
کدامین است؟
آن سنگ و آن خاک و آن چشمه و ریگی
که بند و زندان زاییده است؟
نمیدانم میهن کدام است!
آزادی کدام است،
نمیدانم!
آن جویباری که در روز روشن
سرچشمهاش را غارت کردید؟
آن معشوقهای که در خواب
چشمهایش را دزدیدید؟
آن ابری که پیش از باریدن
بارانش را به تاراج بردید؟
یا آن ماهی
که شبِ چهاردهاش را ربودید؟
آزادی،اسبیست خسته و لنگان
که هر روز گلوله بارَش میزنند
#شیرکو_بیکس
مترجم: بابک زمانی
فساد
جهان از کار افتاده
آنچه از جهان می بینم
فرآیند فساد است بر لاشه ای تازه
#پوریا_پلیکان
شریک جرم
ما همه بازجویی شده ایم
و این زندگی
صحنه جرم ما هست
بیا تا شریک جرم هم باشیم...
#جواد_محمدی
لینک تلگرام
تولد تا مرگ
به راستی که از تولد تا مرگ، پرتاب سنگی از دست کودکی به جای نامعلوم است که دلایل و عواقبش بر سنگ زننده و خورنده هیچ روشن نیست
ذوب شده
عباس معروفی
مشتی کلمه مانده بود