دلتنگ-اندره بوچیلی
کسی که همیشه و هرشرایطی دوستش خواهم داشت و خاطره اش را تا ابد همچون صلیبی بر دوش خواهم کشید" تولدت پیشاپیش مبارک
دلم برایت تنگ است
آن هنگام که
خورشید لمس می کند افق را
آن هنگام که
تاریکی فرو می برد طنین صدای مردمان را
بیقراری اما جای دوری نمی رود
همچون سایه ایی است از چیزیی که
که همواره با من است
دلم برایت تنگ است
برای نگاهت
تبسم لاقیدت
بهانه هایت
تو همچون بغصی در گلوی منی
که هرگز رها نمی شود
وتو..وتو
دلم برایت تنگ است
دلم برایت تنگ است
می توانم وانمود کنم
که همه چیز عالی است
ولی دلم برایت تنگ است
از آن هنگام که
آشکارا با روح خود مواجه شده ام
می فهمم که داشتنت در کنارم
قبل از آنکه به خواب روم
چه مفهومی دارد
دلم برایت تنگ است و
جز تو معشوقی نمی توانم داشته باشم
تو حسرت بی انتهای منی
خنکی تمامی صحبگاهان منی
وقتی به هر سو می نگرم
و احساس می کنم
که دلم برایت تنگ است
واین{ دلتنگی} کمترین چیزی است
که می توانم به تو بدهم
وتو..وتو
دلم برایت تنگ است
مشتی کلمه مانده بود